نقد وبررسی خانه ی زهمن قصه ای از مثنوی
شبی درخواب دید که دردمشق گنجی خواهد یافت.بنابراین به دمشق رفت وسرگردان وحیران برگرد کوچه وبازار
می گشت.ناگاه مردی دوچار اوشد وپرسیدکه از کجایی و در این شهر سرگشته و حیران چرایی .گفت من رازی
ام و از ملک ری می ایم و در خواب دیده ام که در دمشق گنجی بیابم به این شهر به طلب گنج امده ام و ان گنج
را می جویم .ان شخص بخندید و گفت : چندین سال است که من به خواب دیده ام که در شهر ری خانه ای
است نام ان زهمن و در انجا گنجی است و من بر ان اعتماد نکرده ام .زهی سلیم دل که تو باشی . چون این
بشنید بازگردید و به خانه ی خود امد و زمین می کند تا هاونی زرین بیافت و از ان توانگر شد . با استناد به منابع
اخیر ،فرهنگ های جدید و معاصر زیادی این قصه را در متن خود اورده اند .
به علاوه در لغتنامه ی دهخدا با استنادبه فرهنگ های پیشین ،دهخدا از شعری با همین مضمون یاد میکند که به
فرخی یا عسجدی نسبت داده شده ،که این هر دو در نیمه ی اول قرن پنجم هجری قمری یعنی حدود یک قرن
پیش از همدانی از دنیا رفته اند . من زری بهر گنج سوی دمشق می روم همچون صاحب زهمن با وجود برخی از
منابع فوقالذکر به پیش از تالیف مثنوی باز می گردند و از انها را میتوان منبع قصه بر شمرد اما فروزانفر نکته ی
مهمی را درنظر گرفته است در حالی که مولوی چنین نقل می کند که مردی بغدادی به قاهره سفر می کند ،دیگر
منابعفارسی چنین می کنند که درویشی در خانه ای زندگی میکند که زهمن نام دارد مکانی که فرهنگ برهان
قاطعمحل ان را در شهر باستانی ری که امروزه در حومه ی شهر تهران واقع است ،ذکر می کند .تفاوت عمده
دوم درانتخاب مکان قصه در نسخه های فارسی شامل نخستین نمونه های ذکر شده در شعر فرخی (و یا
عسجدی)سخن از مردی می گویند که به جای قاهره ،راهی دمشق می شود . این تفاوت گرچه در اغاز ناچیز به
نظر میرسد اما ما این را به نتیجه می رسانند که نمونه هایی که در انها از زهمن ،مکانی در شهر ری یاد شده چه
بسانوعی اقتباس فارسی قصه بوده اند .از سویی متن مولوی به وضوح دلالت بر بافت عربی قصه دارد که در ان
شهرهایی چون بغداد و قاهره ،حداقل از دوره ی حکومت خلفای عباسی به بعد بسیار مهم تر از دمشق به شمار
میامده اند . با در نظر گرفتن کلیه ی نشانه های فوق می توان چنین پنداشت که ماخذ اصلی قصه را باید در
ادبیات عرب جست . این فرض انجا بیشتر تقویت می شود که متن دیگری از قصه به زبان فارسی موجود است که
تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است . قصه در این متن که بی شک خاستگاهی عربی دارد در همان شهر های
ذکر شده در مثنوی مولوی یعنی در بغداد و قاهره رخ می دهد .
ای خدای پاک و بی انباز و یار