تجلی سیمای حضرت فاطمه (س) درشعر فارسی
اقبال لاهوری شاعر و متفکر پاکستانی در مثنوی نسبتاً طولانی خود، حضرت فاطمه زهرا(س) را اسوه کامل و دل گرمی برای تمام زنان جهان می داند:
نور چشم رحمه للعالمین
آن امام اولین و آخرین
بانوی آن تاجدار هل اتی
مرتضی مشکل گشا شیر خدا
پادشاه و کلبه ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق اگرچه سخن گفتن از شخصیت جامع و بی نظیر ودیعه رسول اعظم(ص) حضرت فاطمه زهرا(س) آن گاه که خداوند هستی او را توصیف و ایشان را خیر کثیر معرفی نموده است بسیار سخت و صعب است اما برای اظهار محبت و ابراز مودت و عشق به آستان آسمانی اش، شاعران و نویسندگان فارسی زبان آثار ارزش مند خویش را با نام و یاد و ذکر مناقب و سجایای حضرت فاطمه زهرا مزین نموده و شاهکارهایی آفریده اند که علاوه بر جنبه های معنوی، دینی و اعتقادی از نظر ادبی نیز حایر اهمیت و جایگاهی به سزا هستند. وجود مقدس آن بانوی پرهیزگار مجموعه ای از عالی ترین صفات و ارزش هایی است که کمتر در وجود یک انسان اجتماع می کند. آن بانو آیینه تمام نمای فداکاری، ادب، عصمت، ساده زیستی، نوع دوستی، دین داری، عفت، گذشت، صبر، استقامت، جهاد، صداقت و دفاع از حریف ولایت و ده ها سجایای ممتاز انسانی است. محبوب ترین بانوان جهان در نگاه سخن سرایان، خاتون آب و آیینه، بانوی عاطفه و ایثار و یگانه یک دانه دردانه ای است که در عظمت ولادت خجسته اش سوره گران قدر کوثر نازل شد و به پیامبر رحمت و قلب محزون او حرارتی مضاعف بخشید و به او نوید آینده ای بزرگ را بخشید. هیچ کس نمی تواند فاطمه را بستاید و هیچ کس هم نمی تواند فاطمه را نستاید و به راستی قلم و تقریر ما خاکیان چگونه می تواند عظمت و شکوه و هیبت افلاکی او را بستاید یا نستاید و از این رو هرکس این همه فضایل و شکوه و مجد را نادیده انگارد خود را حقیر و کوچک نمایانده است و بس. علاوه بر تمام فضایل و مناقب مذکور، فاطمه دختر محمد(ص) و خدیجه (س) و همسر علی مرتضی(ع) و مادر حسنین (علیهما السلام) و زینب و ام کلثوم و ام الامه و ام الائمه و ام النساء است و خویشان و سلاله پاک او همه از مجاهدان و شهیدان والامقام. فاطمه ممتازترین بانوی دو گیتی است و در چنین مرتبتی آسمانی هیچ بانویی هم شأن و هم ردیف او نبوده و نخواهد بود. خواجوی کرمانی، شاعر عارف کرمانی در مدح فاطمه زهرا ابیات: به نور چشم پیمبر که نور ایمان بود عقیق صفوت یاقوت شرع را کان بود نبود هیچ به عذر احتیاجش از پی آن که شمع جمع طهارت از او فروزان بود از آن به وصلت او زهر شده لآلی که از شرف قمرش در سراچه دربان بود نگشت عمر وحی از «حی» فزون ز روی حساب چرا که زندگی او به حی حنان بود را می سراید که «حی» به حساب ابجد عدد هجده است که دوران حیات حضرت فاطمه(س) را اشاره می نماید، ضمن این که خواجو در ابیات دیگری، ام الائمه حضرت زهرا(س) را بر بالانشینان و کروبیان حرم قرب و قدس الهی رجحان و برتری می ده عطار در الهی نامه برای حضرت فاطمه زهرا لقب «خاتون جنت» را به کار می برد و می گوید: همه یاران در آن اندوه و محنت شدند آخر بر خاتون جنت سنایی غزنوی نیز توصیف زیبایی از ام الائمه دارد. او سیمای حضرت زهرا(س) را خیرالنساء می داند که زنی هم چون او در این دنیا نیست. سراسر جمله عالم پر زنان اند زنی چون فاطمه خیر النساء کو؟

ای خدای پاک و بی انباز و یار